السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
284
جواهر البلاغة ( فارسى )
توضيح اين شعر را در پاورقى بخوانيد . خلاصه در اين شعر همهء اهل روم را در « تشقى به » جمع كرده است ، يعنى همه به رنج افتادند ، سپس آنان را تقسيم كرده است به « ما نكحوا » و « ما ولدوا » و . . . و حالات وابسته به هركدام را گفته . و مانند : سأطلب حقّى بالقنا و مشايخ * كأنّهم من طول ما التثموا مرد « 1 » ثقال إذا لاقوا خفاف إذا دعوا * كثير إذا شدّوا قليل إذا عدّوا « 2 » به زودى حقم را با نيزهها و سالمندانى طلب مىكنم كه از بس در وقت پيكار نقاب زدهاند چونان نوجوانان بىمو شدهاند . به هنگام برخورد سنگيناند ، آنگاه كه فرا خوانده شوند ، سبكاند ، زمانى كه يورش برند بسيارند ، و آنگاه كه شمرده شوند اندكند . « قنا » جمع « قناة » و به معنى نيزههاست . ماى « ما التثموا » مصدريه است . و معناى « من طول الالتثام » از زمان طولانى نقاب انداختن . در زمان قديم مردان جنگ ، چهرهء خود را مىپوشاندهاند و به اين كار التثام مىگفتهاند . « مرد » جمع « أمرد » است و « أمرد » به معنى جوان نوخاسته و بىموست . در اين شعر نخست شاعر ، ياران خويش را در مشايخ جمع كرده است و در بيت دوم به تقسيم حالات آنان پرداخته است . جمع و تقسيم در ادبيات فارسى نمونههاى فراوان دارد : حكيم خاقانى سروده است :
--> - « اقام » چون با « على » متعدى شده به معنى تسليط و اطلاع است مانند قول خداوند : « أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ » « ارباض » جمع « ربض » بر وزن « فرس » به معنى ديوار و اطراف شهر « خرشنه » به فتح خاء و سكون راء و فتح شين و نون نام يكى از شهرهاى روم باشد . « تشقى » از « شقاء » به معنى زحمت ؛ مانند « ما انزلنا عليك القران لتشقى » يا از « شقاوت » ضد سعادت . « الصّلبان » به ضم صاد جمع « صليب » مانند رغفان و رغيف چوبى باشد كه حضرت عيسى به زعم نصارى بر آن دار كشيده شده و خداوند آنها را تكذيب نموده به قولش : « و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم » و به شكل دو خط متقاطع باشد و نصارى او را عزيز دارند و به گردن خود بياويزند و اگر آنها عاقل باشند بايد آن را بسوزانند نه آنكه محترم دارند . « البيع » به كسر باء و فتح ياء جمع « بيعه » به كسر باء و سكون ياء اسم معبد نصارى و يهود است . چنانچه در المنجد گفته و در صحاح و قاموس اسم معبد نصارى گفتهاند . » كتاب مفصل ، ص 113 ( 1 ) - ديوان متنبى ، ج 1 ، ص 237 ( 2 ) - « قنا » : نيزهها . « مشايخ » : ياران او . يعنى حقش را به تنهايى و به كمك ياران دنياآزموده و ورزيده طلب مىكند . به جهت همين ورزيدگى آنان را « مشايخ » ناميده است .